على آقا نورى

110

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

طبل دشمنىهاى فرقه‌اى مىكوبند ، از كاربرد اين اصطلاح براى شيعيان خوددارى كرده ، غالبا از عنوان « شيعه » استفاده مىكنند . پيش‌بينى مىشود با گذشت زمان ، استفاده از اين واژه براى تشيّع به كلى فراموش شود . همان‌گونه كه شيعيان خردمند در عصر حاضر نيز هيچ‌گاه از اهل سنّت با عنوان ناصبى ياد نمىكنند ؛ زيرا اگرچه در اهل سنّت ، به عنوان يك جماعت مذهبى نيز همواره افراد و گروه‌هايى بوده و هستند كه به شيعه و تشيّع به چشم دشمنى نگاه كرده‌اند و بعضا دشمنىها و بغض كور خود را به صحنهء عمل نيز كشانده‌اند و امروزه نيز گاهى با به خاك و خون كشيدن عزاداران سبط پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تكرار مىشود ، اما هيچ‌يك از آنان عداوت و كينهء خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، كه قدر متيقّن از ناصبيگرى است به دل ندارند . طبيعى است كه تحميل چنين لقبى ، حتى بر مخالفان سرسخت تفكر شيعيان به‌طور ناخواسته به جايگاه عظيم الشأن حضرت خاتم صلّى اللّه عليه و آله و اهل بيت عليهم السّلام ضربه خواهد زد . ب ) اماميه در نام‌گذارى و كاربرد اين اصطلاح براى دسته‌ها و يا دسته‌اى خاص از شيعيان ، معناى سرزنش‌آورى اراده نشده ، اما نمىتوان براى تاريخ ، قلمرو و بروز و گسترهء مصاديق آن ، ديدگاه روشن و يكدستى ارائه كرد . شهرستانى اين نام را ويژهء گروه‌هاى غيرزيدى مىداند كه از زمان صادقين ( امام صادق عليه السّلام و امام باقر عليه السّلام ) به بعد شكل گرفته و اعتقادشان بر اساس باور به امامان معيّن و مشخص از سوى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ( نصّ جلى ) استوار بوده و هست و بر اين اعتقادند كه : هيچ امرى در اسلام مهم‌تر از تعيين امام نبوده است . وى بر مبناى تعريف خود ، فرقه‌هاى قطعى ، واقفى ، اسماعيلى و اثنىعشرى را از زيرمجموعه‌هاى اين اصطلاح به حساب مىآورد . « 1 » بر اساس تعريف ديگر ، « اماميه » نام عمومى

--> ( 1 ) . شهرستانى ، ج 1 ، ص 143 - 154 .